يك سر مو سر نمىپيچم ز عقل * اين رياضتها به قانون مىكشم
از پى تحصيل زاد آخرت * جورها از دنيى دون مىكشم
دم به دم زان غمزه تيرى مىرسد * جامهء « 1 » پرهيز در خون مىكشم
بهر بىاندازه عيشى در درون * محنتى ز اندازه بيرون مىكشم
دل ز دنيا كنده و در ارض تن * رنج خسف جسم قارون مىكشم
رنجها باشد كليد گنجها * رنجها از طاقت افزون مىكشم
تا رسم از رنج در گنجى چو فيض * جورها از چرخ گردون مىكشم
( 632 )
از دلم بس ناله بيرون مىكشم * وز جگر بس كاسهء خون مىكشم
بر درت مىآورم صد گون نياز * تا ز تو يك ناز بيرون مىكشم
عشوهاى را كآورد در گردشم * عشوهها از چرخ گردون مىكشم
خون دل ريزم به جاى مى به جام * خون به جاى آب گلگون مىكشم
مطربان چون دست بر قانون كشند * نالهاى من هم « 2 » به قانون مىكشم
چون تبسّم مىكنى خون مىخورم * حسرتى زان لعل ميگون مىكشم
گر كشد « 3 » رطل گران دريادلى * من ز خون ديده جيحون مىكشم
بر سر راهت فتاده خوار و زار * خويش را در خاك و در خون مىكشم
كاسههاى زهر هجران ترا * هيچ مىدانى كه من چون مىكشم
گر كشند از دست دشمن جورها * من ز دست دوست افزون مىكشم
طالع شوريدهاى دارم چو فيض * اين همه از بخت وارون مىكشم
محنت و بيدادم از دست خودست * حاش للّه كى ز گردون مىكشم
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : خامه .
( 2 ) - چ پ : نالهها ، چ ش : ناله من هم .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : كند .