تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1013

مساهمون:

ص١٠١٣
گاه در چشمم در آيد گاه در دل جا كند * از جمالش گاه ساغر گاه مينا مىكشم
از براى آنكه در عقبا بيابم راحتى * رنج گوناگون بسى در دار دنيا مىكشم
سر بسر صحرا ز دود آه من شد كوه كوه * تا نسوزد شهر آهم « 1 » را به صحرا مىكشم
ورد روزم « 2 » را به شب مىافكنم ز آشفتگى * كار دى را از پريشانى به فردا مىكشم
هر جميلى از جمالش باده‌اى دارد دگر « 3 » * باده‌هاى گونه‌گون زان حسن تنها مىكشم
ديده‌ام جامست و بت مينا و حسن دوست مى * بادهء توحيد حق زين جام و مينا مىكشم
آن صهيبى كو كند پرهيز از صهبانيم « 4 » * آن صهيبم من كه با پرهيز صهبا مىكشم
فيض مىخواهد كه سرّ خويش را پنهان كند * من ز نظمش اندك اندك رازها وامىكشم

( 631 )

از معانى مغز بيرون مىكشم * معنوى داند كه من چون مىكشم
بسته دارم تا نظر بر « 5 » صورتى * معنيى هر لحظه بيرون مىكشم
ليليى دارم كه نتوان ديدنش * در غمش صد بار مجنون « 6 » مىكشم
كاسه‌هاى زهر هجر دوست را * عشق مىداند كه من چون مىكشم
موسيم من عقل هارون منست * منّت نصرت ز هارون مىكشم
هامش
( 1 ) - چ پ : شهر را آهم . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : درد روزم . ( 3 ) - عق : از جمال او مئى دارد دگر ، اما در حاشيه اصلاح شده برابر متن . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : صحرائيم . ( 5 ) - چ پ ، چ ش : در . ( 6 ) - چ پ ، چ ش : بيرون .