تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1010

مساهمون:

ص١٠١٠
بويى از آن شراب اگر وقت نماز بشنوم * رو چو به قبلهء آورم عطر بهشت بو كنم
چيست بهشت و عطر آن بوى خدا رسد از آن * مست خداى چون شوم كار خدا نكو كنم
گر نرسد بجام دست يا به سبو رسد شكست * باده ز خم به دم كشم در دهن و گلو كنم
باده بود چو جان مرا گر نرسد روان مرا * غوطه زنم درون خم تن به روان « 1 » فروكنم
سر چو ز مى تهى شود نيست بجز كدوى خشك * من به يكى كدوى مى چارهء اين كدو كنم
گر نكشم شراب او پس به چه دلخوشى زيم * گر نكنم حديث او پس به چه گفت‌وگو كنم
كفتر مست او منم بر سر دست او منم * زان به نشاط بيخودى بقو بقو بقو « 2 » كنم
از ازلم شراب داد جام الست ناب داد * باز كشم از آن شراب مستى كهنه نو كنم
گر ز طبيب عاشقان مرهم لطفى آيدم * زخم هزارساله را در نفسى رفو كنم
سر نكشم ز همرهان پا بكشم ز گمرهان * پشت كنم به دشمنان جانب دوست رو كنم
چند به هر جهت دوم سخرهء اين و آن شوم * سوى حبيب خود روم روى به روى او كنم
بس كه مرا ز خويش راند به سكه به سينه ريش ماند * فيض بيا ز قهر او روى به لطف او كنم
هامش
( 1 ) - چ پ : تا به روان . ( 2 ) - صداى معروف كبوتران