تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1001

مساهمون:

ص١٠٠١

( 616 )

از آن ز صحبت ياران كشيده دامانم * كه صحبت دگرى « 6 » مىكشد گريبانم
چو خلوتست در آيد « 7 » در او دلارامى * به پاسبانى دل در توقّع آنم
ز دوست رنج پياپى رسد بود « 8 » خوش‌تر * ز راحتى كه رسد از فلان و بهمانم
گذشت آنكه به صحبت نشاط رو مىداد * كنون بمجلس صحبت به بيت‌الاحزانم « 9 »
كجا شد آنكه به هنگام شعر مىخواندم * چه شد نشاط رفيقان و كو رفيقانم
كجا شد آنكه به گردون فغان من مىرفت * گره‌گره شده اكنون به سينه افغانم
كجاست يار موافق ، رفيق روحانى * به لطف جمع كند خاطر پريشانم
يكيست يار من و نيست غير او يارى * و ليك در طلبش چاره‌اى نمىدانم
به سوى چاره نبردم رهى به بيدارى * مگر به خواب ببينم كه چيست درمانم
خيال دوست چنان مىزند ره خوابم * كه خوب مرگ گمان مىشود كه
نتوانم « 10 » * ز مرگ دم به دمم مىرسد پيام خوشى
بگو بيا كه روان را به پايش « 11 » افشانم * دل تو فيض اگر با تو صحبتى خواهد
بگو ز صحبت نامحرمان گريزانم « 12 »

( 617 )

دل و جان منزل جانانه كردم * مى توحيد در پيمانه كردم
ازين افسانه‌ها طرفى نبستم * به مستى ترك هر افسانه كردم
ز عقل عاقلان « 13 » يكسر بريدم * علاج اين دل ديوانه كردم
شدم در ژنده پنهان از نظرها * چو گنجى جاى در ويرانه كردم
هامش
( 6 ) - چ ش : ديگرى . ( 7 ) - چ پ ، چ ش ، عق : خلوتست دل آيد . ( 8 ) - چ پ ، چ ش ، عق : مرا بود . ( 9 ) - چ پ : بيت الاحرانم . ( 10 ) - اصلى : فاقد بيت . ( 11 ) - چ پ ، چ ش : به پاش . ( 12 ) - چ پ : گريزايم . ( 13 ) - چ پ ، چ ش ، عق : ز عقل و عاقلان .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1001 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى