تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1000

مساهمون:

ص١٠٠٠

( 614 )

از دور بر خرامش قدت ثنا كنم * نزديك چون رسى ، دل و جان را فدا كنم
دارم به زير پردهء ناموس مستيى * تا آن زمان كه پرده بر افتد چها كنم
صد راه عقل بسته شود اهل هوش را * گر يك ورق ز دفتر عشق تو واكنم
عالم بسوزد از نفس آتشين من * حرفى ز سوز سينهء خود گر ادا كنم
تا ريشه‌اى ز جان بودم در زمين تن * حاشا ز دست دامن مستى رها كنم
گويند ترك عشق كن و راه عقل گير « 1 » * ديوانه‌ام مگر كه چنين كارها كنم
هر ذرّه درد را « 2 » به دوائى خريده‌ام « 3 » * من آن نيم كه درد به درمان دوا كنم
بر آستان دوست نهادم سر نياز * شايد به روى خويش در فيض وا كنم
بر خاك مسكنت فتم و ناله سر كنم * باشد كه دل دلش ز ره عجز جا كنم
از بهر يك نظر كه به سوى من افكند * جا دارد ار هزار سحرگه دعا كنم
در بحر آتشين بود ار گوهر مراد * تا نايدم به كف به دل و جان شنا كنم
فيضم گرفته است جهان را فروغ من * دريوزهء علوم ز دفتر چرا كنم

( 615 )

من والهء جمال فروزان يك كسم * آشفتهء دو زلف پريشان يك كسم
سامان مرا يكى و سر من يكى بود * سودا يكى و بىسامان يك كسم
هرجا به هر كه روى كنم سوى او بود * بيناى يك جمالم و حيران يك كسم
جمعيتم ز جمع كمالات يك كس است * شيداى يك جميل و پريشان يك كسم
تيغ ار كشد به قصد سرم بسملش شوم * در مذبح محبّت قربان يك كسم
مشرك نيم پرستش باطل نمىكنم * حق بين و حق‌پرست به فرمان يك كسم
از هر خسى قبول عطائى نمىكنم * مستغرق مواهب احسان يك كسم
چون گربگان به سفرهء هر كس نمىروم * همچون شتر نواله خور خوان يك كسم
از خوان « 4 » هر كه هر چه خورم يا برم چو فيض * روزى خور خدايم و مهمان يك كسم « 5 »
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : عشق و ره عقل پيش گير . ( 2 ) - چ ش : در را . . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : خريده‌ايم . ( 4 ) - چ ش : از خون . ( 5 ) - غزل با چ پ ، عق برابر .