تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 998

مساهمون:

ص٩٩٨
به هم يكتن شويم و يكدل و يكرنگ و يك پيشه * سرى در كار هم آريم و دوش بار هم باشيم
جدائى را نباشد زهره‌اى تا در ميان آيد * به هم آريم سر ، بر گرد هم پرگار هم باشيم
حيات يكديگر باشيم و بهر يكدگر ميريم * گهى خندان ز هم گه خسته و افگار هم باشيم
بوقت هوشيارى عقل كل گرديم بهر هم * چو وقت مستى آيد ساغر سرشار هم باشيم
شويم از نغمه‌سازى عندليب غم‌زداى هم * به رنگ و بوى يكديگر شده گلزار هم باشيم
به جمعيت پناه آريم از باد پريشانى * اگر غفلت كند آهنگ ما هشيار هم باشيم
براى ديده بانى خواب را بر خويشتن بنديم * ز بهر پاسبانى ديدهء بيدار هم باشيم
جمال يكدگر گرديم و عيب يكدگر « 1 » پوشيم * قبا و جبّه و پيراهن و دستار هم باشيم
غم هم شادى هم دين هم دنياى هم گرديم * بلاى يكدگر را چاره و ناچار هم باشيم
بلاگردان هم گرديده گرد يكدگر گرديم * شده قربان هم از جان و منّت دار هم باشيم
يكى گرديم در گفتار و در كردار و در رفتار * زبان و دست و پا يك كرده خدمتكار هم باشيم
نمىبينم به جز تو همدمى اى فيض در عالم * بيا تا گوهر گنجينهء اسرار هم باشيم
هامش
( 1 ) - چ ش : جمال يكديگر كرديم و عيب يكديگر .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 998 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى