تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 992

مساهمون:

ص٩٩٢
شربت لعل لبت بود شفاى دل ما * به عبث ما ز پى نسخهء عطّار شديم
روز ما نيك‌تر « 1 » از دى دى ما به ز پرير * سال و مه خوش كه به از پار « 2 » وز پيرار شديم
هر چه دادند به ما از دگرى بهتر بود * تا سزاوار سراپردهء اسرار شديم
در دل و ديدهء ما نور تجلى افروخت * تا به نيروى يقين مظهر انوار شديم
سر ز درياى حقايق چو برون آورديم * بر سر اهل سخن ابر گهر بار شديم
راه رفتيم بسى تا كه به ره پى برديم * كار كرديم كه تا واقف اين كار شديم
آشنا فيض از اين‌گونه سخن بهره برد * نزد بيگانه عبث بر سر گفتار شديم

( 606 )

ما را ره توفيق نمودند و بريديم * بر ما در تحقيق گشادند « 3 » و رسيديم
يك چند به هر صومعه برديم ارادت * يك چند به هر مدرسه گفتيم و شنيديم
اقليم معارف همه را سير نموديم * در باغ حقايق به همه سبزه چريديم
بس عطر روانبخش ز گلها كه گرفتيم * بس ميوهء جان‌پرور « 4 » دلخواه كه چيديم
كرديم نظر در شجر زينت دنيا * نى سايه نه برداشت ازو مهر بريديم
ناگاه شد از قرب نمودار درختى * مقصود دل آن بود به كنهش چو رسيديم
دادند به ما عيش مصفّاى مؤبّد « 5 » * در سايهء آن رحل اقامت چو كشيديم
ديديم رخ ساقى « 6 » ميخانهء توحيد * يك جرعه از آن بادهء بىرنگ چشيديم
صد شكر دل آسود ز تشويش كشاكش * چون فيض نه پير و نه فقيه و نه مريديم
هامش
( 1 ) - اصلى : تنگ‌تر و اين مسامحهء كاتب است . ( 2 ) - چ ش : از بار . ( 3 ) - عق ، چ پ ، چ ش : گشودند . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : ميوهء دل‌پرور . ( 5 ) - چ پ : مؤيّد . ( 6 ) - چ پ ، چ ش : ديديم چو ما ساقى .