( 603 )
پيشتر ز افلاك شور عشق در سر داشتم * پيشتر ز املاك تسبيح تو از برداشتم
پيش از آن كز مشرق هستى برآيد مهر و مه * بر كمر از شمسهء « 1 » مهر تو زيور داشتم
پيش ازين ناهيد در بزم تو مطرب بودهام « 2 » * پيش ازين بهرام بهر ديو خنجر داشتم
كى ز كيوان بود و از برجيس و از بهرام نام * كز جوارت تخت و از قرب تو افسر داشتم
پيشتر از پير تير و خامهء تدبير او * حرف مهرت مىنوشتم كلك و دفتر داشتم
ياد ايّامى كه سوز عشق جانان ساز بود * از دل و از سينه در جان عود و مجمر داشتم
ياد ايّامى كه بوى حق ز هر سو مىوزيد * عقل و هوش و جان و دل زان بو معطر داشتم
گاه مىدادم دل از كف گاه مىبردم به فن * دلربا بودم گهى و گاه دلبر داشتم
گاه در آتش ز عشق و گاه در آب از حيا « 3 » * مشرب « 4 » ماهى و آئين سمندر داشتم
رسم بينائى و آئين توانائيم بود * در ازل آئينه و ملك سكندر داشتم
من ندانستم به غربت خواهم افتاد از وطن * بهر عيش جاودانى فكر ديگر داشتم
عشرتى مىخواستم بىآسيب هجر * در وصالش بىعنا عيشى مصوّر داشتم
شكر كز صبح ازل پيوسته تا شام ابد * خويشتن را در بقاى او معمر داشتم
فيض مىداند كه مقصودم ازين افسانه چيست * آشنا داند كه من بىتن چه در سر داشتم
( 604 )
هر جميلى كه بديديم به دو يار شديم * هر جمالى كه شنيديم گرفتار شديم
پيش هر لالهرخى نالهء زارى « 5 » كرديم * چون بديديم ترا از همه بيزار شديم
خار اغيار به سر پنجهء غيرت كنديم * تا ز عكس گل رخسار تو گلزار شديم « 6 »
هامش
( 1 ) - چ ش : شمشه .
( 2 ) - چ ش : بوده مه .
( 3 ) - عق : عشق و از حيا گاهى در آب .
( 4 ) - چ ش : عشرت .
( 5 ) - چ پ ، چ ش : ناله و زارى .
( 6 ) - چ پ ، چ ش : تا ز عكس رخ گلزار تو رخسار شديم .