عيد قربان « 1 » من آن دم كه فداى تو شوم * عيد نوروز « 4 » كه آئى به مبارك بادم
ياد آن روز كه دل بردى و جان مىرقصيد * كاش صد جان دگر بر سر آن مىدادم
مرغ دل داشت هواى تو در اقليم الست « 2 » * كرد پروازى و در دام بلا افتادم
گر نگيرى تو مرا دست در آيم از پاى * نرسى گر تو به جايى نرسد فريادم
آهى ار سر دهم از پاى در آرد آهم * گريه بنياد كنم سيل كند بنيادم
زدن تيشه بر اين كوه مرا پيشه شده است * بيستونيست فراق تو و من فرهادم
ياد من خواه بكن خواه مكن مختارى * ليكن اى دوست تو هرگز نروى از يادم
مىشوم پير و جوان مىشودم در سر عشق * بهر عشق تو مگر مادر گيتى زادم
گاه ويرانم و از خويش بود ويرانيم * گاه آباد و ز معمارى تو آبادم
داد از تو به تو آرم كه نباشد جائز * فيض را اينكه به بيگانه رساند دادم
اين جواب غزل حافظ خوشلهجه كه گفت * زلف بر باد مده تا ندهى بر بادم
( 600 )
اگر آهى كشم صحرا بسوزم « 3 » * وگر شورى كنم دريا بسوزم
شود دل شعله چون بر ياد رويى * شوم تن شمع و سر تا پا بسوزم
هامش
( 1 ) - عق : عيد نوروز و عيد قربان جابجا .
( 4 ) - عق : عيد نوروز و عيد قربان جابجا .
( 2 ) - چ ش : اقليم دگر .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : دريا بسوزم .