تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 986

مساهمون:

ص٩٨٦
شب را به ياد زلف تو مىآورم به روز * چون روز شد ستايش رخسار مىكنم
آهنگ من چو كرد بر آهنگ مىزنم * دل را ز غم به ناله سبكبار مىكنم
گر سرّ من به غير نگويد رفيق من * زودش به لطف خازن اسرار مىكنم
هر كس كه گوش جان به سخنهاى من دهد * او را به صور موعظه بيدار مىكنم
هر كار خوب را كه ز كردار عاجزم * تحسين هر كه كرد به گفتار مىكنم
پنهان كن از خلايق اگر عاشقى كنى * با فيض هم مگوى كه اين كار مىكنم « 1 »

( 598 )

غم عشقت به حلاوت خورم و دلشادم * اين عبادت به ارادت كنم و آزادم
دم به دم صورت خوبت به نظر مىآرم * تا خيال خودى و خود برود از يادم
هر خيال تو مرا عيد نو و نوروزيست * شاديى دم به دم آيد به مبارك بادم
عيد نوروز من آنست كه بينم رويت * عيد قربان كه لقاى تو كند بنيادم
به خيال تو بود زندهء جاويد دلم * گر خيال تو نباشد گرهى بر بادم
گر نخواهى تو ز من هيچ نبايد كارى * ور بود خواهش تو در همه كار استادم
مىزنم تيشهء عشقت به سر هستى خويش * در حقيقت كه تو شيرينى و من فرهادم
گر نبازم « 2 » سر خود در قدمت بهر چه‌ام * كرد استاد ازل بهر همين بنيادم
بهر جان باختن از جان جهان آمده‌ام * بهر قربان شدن از مادر فطرت زادم
مىگسستم ز بقا تا به لقا پيوندم * بهر برخاستن از اوج بقا افتادم
فيض ترسد كه غم عشق كند ويرانش * مىنداند كه ز ويرانى عشق آبادم
اين جواب غزل حافظ شيراز كه گفت * بندهء عشقم و از هر دو جهان آزادم « 3 »

( 599 )

دم به دم از تو غمى مىرسد و من شادم * بند بر بند من افزايد و من آزادم
هامش
( 1 ) - غزل در تمام نسخه‌ها بىتفاوت . ( 2 ) - چ ش ، گر ببازم . ( 3 ) - اين غزل را به اقتفاى غزل معروف خواجهء شيراز سروده .