تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 985

مساهمون:

ص٩٨٥
يكدم ار بگذردم بىتو سراپاى زيانم * بگذرانم نفسى با تو سراسر همه سودم
روى بر رهگذر دوست به اخلاص نهادم * بر ملك منزلت خويش بدين‌گونه فزودم
آنچه را علم گمان داشتم از سينه ستردم * عقدهء جهل بلا حول و لا قوه گشودم
هيچ بودم به خودم بود چو پندار وجودى * همه گشتم چو شدم بىخبر از بود و نبودم
توبه كردم ز خود و نامهء اعمال دريدم * نيك اگر كِشتم و گر بد همه را نيك درودم
عاشق و رندم و مىخواره به گلبانگ علالا * زاهد ار نيست چنين بنده چنانم كه نمودم
سر بسر خواب پريشان بود اين عالم فانى * بهر جمعيت دل نالهء بيهوده سرودم
فيض را نعمت بسيار چو دادى مددى كن * تا كند شكر عطاى تو على رغم حسودم « 1 »

( 597 )

شبها حديث زلف تو تكرار مىكنم * تسبيح روز وصل بسيار مىكنم
چون دم زند صباح ز انوار طلعتت * جان را ز عكس روى تو گلزار مىكنم
از پاى تا به سر همه تن ديده مىشوم * جان را به ديده قابل ديدار مىكنم
از غمزهء نگاه تو بىهوش مىشوم * دل را ز چشم مست تو هوشيار مىكنم
عكس تو چون در آينهء دل در آيدم * بى خود حديث واحد قهّار مىكنم
ترجيع‌بند هر سخنم ذكر خير تست * در هر كلام نام تو تكرار مىكنم
با مردمان حديث تو گويم در انجمن * تنها حديث با در و ديوار مىكنم
گيرم سناى دل ز سنا برق روى تو * دريوزه‌اى ز قاسم انوار مىكنم
غم را به ياد روى تو از سينه مىبرم * دم را به ذكر موى تو عطار مىكنم
هامش
( 1 ) - عق : فاقد غزل .