تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 977

مساهمون:

ص٩٧٧
به روى دشمن اگر بست دشمنى در دوست « 1 » * به روى دوست در دوست باز مىبينم
زر وجود من از غشّ غير شد خالص « 2 » * به بوتهء غم او تا گداز مىبينم
وفاى اوست وفا و جفاى اوست « 3 » وفا * وفا جفا شود ار امتياز مىبينم
عناى او همه راحت غمش همه شادى * بلاى اوست عطا سوز ساز مىبينم
به غير هستى او هستيى نمىدانم * جهان همه به حقيقت مجاز مىبينم
بميرم ار به جز او زنده‌اى گمان دارم * بسوزم ار به جز او كارساز مىبينم
فنا شوم اگر اغيار را بقا باشد * نباشم ار به جز او بىنياز مىبينم
حرام باد بر آن دل محبتش كه درو * به جز محبت او را جواز مىبينم
هزار سجدهء شكر ار كنى كمست اى فيض * كه بر رخ تو در دوست باز مىبينم

( 585 )

تا به عشق تو جان و دل بستم * رستم از خويش و با تو پيوستم
تا به روى تو چشم بگشادم * كافرم گر به غير ، دل بستم
تا بديدم گشايش لطفت * بر دل ابواب « 4 » قهر را بستم
مزهء قهر يافتم در لطف * لطف در قهر هم مزيدستم
هامش
( 1 ) - عق ، چ پ ، چ ش : اگر بسته شد درى از دوست . ( 2 ) - عق ، چ ش : غش نمىرسد خالص . ( 3 ) - چ ش : وفاى اوست . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : انوار .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 977 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى