تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 965

مساهمون:

ص٩٦٥
مىخورم من خون دل دل خون من * چون كنم اى واى من اى واى دل
ظلمت دل پرده شد بر نور جان * نور جان شد محو ظلمتهاى دل
زخمها بر جانم از دل مىرسد * آه و فرياد از خيانتهاى دل
جان نخواهم برد زين دل جز به مرگ * نيست غير از كشتن من راى دل
عاقبت خونم بخواهد ريختن * اين هزبر مست بىپرواى دل
دل چه مىخواهد ز من بهر خدا * دور سازيد از سر من پاى دل
آفت دنيا و دين من دلست * آه از امروز و از فرداى دل
رفت عمرم در غم دل واى من * خون شد اين دل در تن من واى دل
روز را در چشم من تاريك كرد * دود آه و نالهء شبهاى دل
جان تو بيرون رو ازين تن زانكه نيست * تنگناى اين بدن جز جاى دل
پاى نه در بحر جان سرسبز شو * فيض مىخشكى تو در صحراى دل « 1 »

( 573 ) عشق « 2 »

منزلگه يارست دل ، ماواى دلدارست دل * از غير بيزارست دل كى جاى اغيارست دل
جمعيت خاطر مده از دست بهر كار تن * در بارگاه قدس جان پيوسته در كارست دل
گر در ره دلدار نيست بر اهل دل عارست جان * از مهر جانان گر تهيست بر دوش جان بارست دل
از پرتو رخسار او جان مجمع انوار شد * از عكس خال و خط او پيوسته گلزارست دل
تا روى او را ديده‌ام محراب جان ابروى اوست * تا چشم او را ديده‌ام پيوسته بيمارست دل
هامش
( 1 ) - بىتفاوت در تمام نسخ . ( 2 ) - عنوان از اصلى .