تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 861

مساهمون:

ص٨٦١
هر چه مىخواهى بكن آن توام * ليكن از خود يك‌نفس دورم مدار
اى ز تو سر سبز باغ عاشقان * سايهء خود از سر ما برمدار
دست غفران چون برون آرى ز جيب * اين سر شوريدهء ما را بخار
ره به سوى خود نمودى فيض را * از كرم‌دارش بر اين ره استوار
در ازل لطفى عنايت كرده‌اى * تا ابد اين مرحمت پاينده دار

( 455 ) حق « 1 »

اى ز تو در هر دلى نورى دگر * وز غمت در هر سرى شورى دگر
تا برد از چشم بيمارت شفا * هر طرف بنشسته رنجورى دگر
سرمهء خاك رهت را منتظر * بر سر هر كوچه‌اى كورى دگر
بر سر ميدان عشقت دارها * بر سر هر دار منصورى دگر
در خرابات وصالت باده‌ها * تشنهء هر باده مخمورى دگر
مىكشم تا بار غمهاى ترا * مىبرم از هر غمى زورى دگر
چند باشم زنده در گور فراق * يا بكش يا وصل يا گورى دگر
دورم از خود كردى و گفتى به ناز * باش گو « 2 » از وصل ما دورى دگر
نى همين فيض است مهجور از درت * بر سر هر كوست مهجورى دگر

( 456 ) حق « 3 »

اى در سرم از تو جوش ديگر * در كشور جان خروش ديگر
در چشمهء سلسبيل نوشى است * و اندر دهن تو نوش ديگر
هر عاشق را غمى و جوشى است * عشاق تراست جوش ديگر
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : باش گر . ( 3 ) - عنوان از اصلى و بىتفاوت در نسخه‌ها .