درون خانه چون رفتم مقيمت يافتم آنجا * چو از خانه برون رفتم مقامت بود خود بر در « 1 »
نديدم جز جمال تو نديدم جز كمال تو * اگر در شهر اگر صحرا اگر در بحر اگر در بر
شدم از فيض چون فانى نديدم جز تو ديارى * به كوى نيستى رفتم برآوردم ز هستى سر
( 458 ) حق « 2 »
تَجَلّى حُسْنُه مِن مَعْدَنِ النّور * فدكّ القلب منّى دكّة الطور
حرزت صاعقا ثم استفقت * رايت الموتَ و الاحياء بِلا صور
تخرّب فى هواه دار جسمى * و لكن بيت قلبى فيه معمور
و من ينظُر الى آيات وجهه * يجده مصحفا فى الحسن مسطور « 3 »
حوالى خَدّه شُعْراتُ خُضْراً * كانّ المسك ممزوج بكافور
و ما الخَضْراءُ شَعْراً حول فيه * فراهم آمده گرد شكر مور
نهنگ عشق دل را لقمهاى كرد * چو افتادم درين درياى پرشور
دموعى بحر و الهجران نيران * من بيچاره غرق بحر مسجور « 4 »
ازينسان شعرها مىگويى اى فيض * نويسد تا ملك بر رق منشور « 5 »
هامش
( 1 ) - بيت در جنگ قديم نيست .
( 2 ) - عنوان از اصلى و بىتفاوت در نسخهها .
( 3 ) - اشاره بسورة الطّور آية 2 بشرح فهرست .
( 4 ) - اشاره بسورة الطّور آية 6 بشرح فهرست .
( 5 ) - اشاره بسورة الطّور آية 3 بشرح فهرست .