تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 833

مساهمون:

ص٨٣٣

( 419 )

غمزهء چشم پرفتن « 1 » سحر حلال مىكند * بىسخن آن لب و دهان وصف جمال مىكند
به سكه ز معنى جمال يافته صورتت كمال * جلوه‌ات از جمال خود سلب كمال مىكند
زين همه حسن و دلبرى بستن چشم چون توان * زاهد بىبصر عبث جنگ و جدال مىكند
كندن دل چه‌سان توان از رخ و زلف دلبران * صنع جمال آفرين عرض جمال مىكند
بىخبرى ز حسن خود ورنه ز خويش مىشدى * كار تو نيست ، ديگرى غنج و دلال مىكند
بر دل هر كه بگذرى روح روان گذر كند « 2 » * بر دلت آنكه بگذرد ياد جبال مىكند
آن ستمى كه مىكنى هر نفسى به جان فيض * دشمن اگر كند به كس در مه و سال مىكند « 3 »

( 420 جمال « 4 »

اى كاش كه اين سينه درى داشته باشد * تا يار ز دردم خبرى داشته باشد
يا با دل ما صبر سرى داشته باشد * يا رحم بر آن دل گذرى داشته باشد
تا كى گذرد عمر كسى در غم هجران * فرخنده شبى كان سحرى داشته باشد
شد عمر گرانمايهء ما صرف محبت * اى كاش كه آخر ثمرى داشته باشد
سوزيم به يك آه زمين را و زمان را * گر دود دل ما شررى داشته باشد
برداشته‌ام شب همه شب دست تضرع * اى كاش دعاها اثرى داشته باشد
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : فنّت . ( 2 ) - چ پ : روح و روان كند گذر ، چ ش : كند گذر . ( 3 ) - عق : فاقد اين غزل . ( 4 ) - عنوان از اصلى .