تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 826

مساهمون:

ص٨٢٦
خار غم در دل زمانه شكست * گل صحراى لامكان آمد
رستخيز از زمين دل برخاست « 1 » * اهل دل را بهار جان آمد
كشتگان فراق زنده شدند * موسم حشر كشتگان آمد
تن افسرده گرم و خرّم شد * دى تن را تموز جان آمد
مهر جان را بهار تازه رسيد * دشمن جان مهر جان آمد
آب در نهر دهر جارى شد * رنگ بر روى آسمان آمد
در دل دوستان گل و گلزار * بر سر دشمنان سنان آمد
تيغ شد دست بو لهب ببريد * بهر حماله ريسمان آمد « 2 »
بهر فرعون گشت اژدرها * چوب تعليمى شبان آمد « 3 »
آب شد بهر سبطيان بىغش * خون شد از بهر قبطيان آمد
منكران را جحيم و آتش و دود * دل ما را نعيم جان آمد
وصف آن بو ز بس حلاوت داشت * فيض را آب در دهان آمد

( 409 )

خنك آن كو دلش شد از جهان سرد * روانش يافت از برد اليقين برد
تعلقها به دل خاريست يك يك * خوش آن كو از دلش خارى بر آورد
نمىدانم چه‌سان مىبايدم زيست * شود تا ما سوى اللّه بر دلم سرد
نمىدانم چه حيلت بايد اندوخت * بر آرم تا ز خارستان دل ورد « 4 »
نمىدانم چه « 5 » خواهم باخت يا برد * به ديوم « 6 » روبرو بر تختهء نرد
نمىدانم چه مىبايد مرا گفت * نمىدانم چه مىبايد مرا كرد
ز گرميهاى خامان « 7 » سوخت جانم * دلم افسرد از گفتار دم سرد
هامش
( 1 ) - چ ش : بر خواست . ( 2 ) - اشاره به قرآن كريم « حمالة الحطب » . ( 3 ) - اشاره به عصاى موسى و باطل السحر سحره . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : دل و درد . ( 5 ) - كه . ( 6 ) - چ پ ، چ ش : بريزم . ( 7 ) - اصلى « جانان » و اين مسامحهء كاتب است .