تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 820

مساهمون:

ص٨٢٠
آتشى در دل و جان زان رخ تابان مىزد * علم فتنه به پا زان قد رعنا مىكرد
خويش را جمع و پريشانى دلها مىخواست * گاه بر زلف گره مىزد و گه وا مىكرد
گاه بر مملكت عقل شبيخون مىزد * گاه تاراج دل و دين به علالا مىكرد
گاه جان در تنم از آتش « 1 » حسرت مىسوخت * از ره ديده گهم غرقهء دريا مىكرد
گاه با من ز سر لطف دمى وا مىشد * گه بر غم « 2 » دل من قهر بر اعدا مىكرد
غمزه و قهر و عتاب و گله و عشوه و ناز * بهر صيد دلم اسباب مهيّا مىكرد
آتشى بود چو رخساره به مى مىافروخت * آفتى بود چو قصد صف دلها مىكرد
دل ديوانه گهى كعبه و گه بتكده بود * گاه مىبست در فيض و گهى وا مىكرد
عاقبت فيض چو تن داد درين بحر محيط * يافت آن گوهر معنى كه تمنا مىكرد

( 400 ) حق « 3 »

طرف گلزار گذشتى ز تو گل زار بماند * خار حسرت ز رخت در دل گلزار بماند
آنكه ره سوى تو آورد دگر « 4 » باز نگشت * هر كه شد محرم دل در حرم يار بماند
زاهد بىخبر از سرزنشم دست نداشت * آنكه اين كار ندانست در انكار بماند
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : جان و تنم او ز آتش . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : بزعم . ( 3 ) - عنوان از اصلى . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : آنكه ره جانب او رفت دگر .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 820 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى