هر كه مشتاق آخرت باشد * رحمت او را نثار خواهد بود
اختيار ار به حق سپرد اينجا * مالك اختيار خواهد بود
ور بود اختيار را مالك * سخرهء اختيار خواهد بود
در ازل شرم اگر نشد روزيش * تا ابد شرمسار خواهد بود
اين غزل در جواب مولانا * فيض را يادگار خواهد بود
( 383 ) كمال « 1 »
رو به حق آورى اى جان چه شود * نروى همره شيطان چه شود
راه بيراه هوا چند روى * روى اندر ره ايمان چه شود
راه تقوى و ورع گر سپرى * پند گيرى تو ز قرآن چه شود
از هوس سر به هوا تا كى و چند * گر كنى كار به فرمان چه شود
خويش را گر تو به طاعت بندى * بگسلى رشتهء عصيان چه شود
توبهها چند كنى و شكنى * نكنى گر تو گناهان چه شود
اول انديشه كنى تا آخر * نشوى زار و پشيمان چه شود
از دل ار خار هوس دور كنى * تا برويد گل و ريحان چه شود
گر به خلقانى و قرصى سازى * ندهى زحمت خلقان چه شود « 2 »
گر گدازى به رياضت تن را * كم كنى طعمهء كرمان چه شود
جان و دل چند دهى درد خرى * گر گرايى سوى درمان چه شود
فيض بيهوده كنى جان تا كى * جان دهى در ره جانان چه شود
( 384 ) عشق « 3 »
بنما رخ و جان بستان يعنى بنمىارزد * يك جان چه بود صد جان يعنى بنمىارزد
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - چ پ : فاقد بيت .
( 3 ) - بدون تفاوت در تمام نسخهها .