تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 812

مساهمون:

ص٨١٢

( 387 ) عشق « 1 »

روى در روى يار بايد كرد * پشت بر كار و بار بايد كرد
خون دل را ز ديده بايد ريخت * نقد جان را « 2 » نثار بايد كرد
عشق هوشست و عقل بيهوشى « 3 » * خويش را هوشيار بايد كرد
بندگى و فكندگى خواهى * عاشقى اختيار بايد كرد
ور طلب مىكنى بزرگى و جاه * عقل با خويش يار بايد كرد
گرنه عشقست در خور تو نه عقل * كار دنيات بار بايد « 4 » كرد
در سرت گر هواى فردوس است * با هوا كارزار بايد كرد
از جهنّم اگر ندارى باك * طلب اعتبار بايد كرد
حق تجلّى نمود از همه سو * چشم را فيض چار بايد كرد

( 388 )

در عالم حسنت كى جان رنج « 5 » و تعب بيند * گر عالم عقل آيد صد عيش و طرب بيند
در عالم عقل آن كو چشم و دل او وا شد * گلهاى طرب چيند اسرار عجب بيند
از عقل اگر آرد رو سوى جناب عشق * از جلوهء هر مربوب رخساره رب بيند
آيات كلام حق آن خواند و اين فهمد * اين لذّت لُب يابد آن صورت لب بيند
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : دل و جان را . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : سرپوشى . ( 4 ) - چ ش : يار بايد . ( 5 ) - چ پ ، چ ش : در عالم حسن تو كى رنج و ، عق : در عالم حسن تا كى .