كسى كو يافت ذوق لذّت عشق * ز جنّت گر زند دم عار باشد
بهشت ديگران باغست و گلزار « 1 » * بهشت ما رخ دلدار باشد
نعيم زاهدان حور و قصورست * نعيم عاشقان ديدار باشد
جحيم بىغمان دو دست و آتش * جحيم ما فراق يار باشد
نپيچم از بلاى دوست گردن * كه در عشق امتحان بسيار باشد
كسى را مىرسد لاف محبّت * كه چشمش زار و دل افگار « 2 » باشد
بهشت فيض باشد عشق و زارى « 3 » * ز اشكش تحتها الانهار « 4 » باشد
( 380 ) حق « 5 »
من در او مىزنم امروز باشد وا شود * گر تو دارى صبر زاهد باش تا فردا شود
مىزنم بر شمع رويش خويش را پروانهوار * تا بسوزم در جمالش لاى من الّا شود
آب چشم آخر بخواهد بردنم تا كوى دوست * « قطره قطره جمع گردد عاقبت دريا شود » « 6 »
پرتوى از مهر رويت گر بتابد بر زمين * بگذرد از آسمان عرش برينش جا شود
زلف اگر از روى چون خورشيد يكسو افكنى * از فروغ نور رويت هر دو عالم لا شود
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : ديگران گلزار باشد .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : افكار در حاشيه عق مصراع چنين امّا در متن مصراع : كه چون منصور مست دار باشد .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : عق : عشق جانان .
( 4 ) - تحتها الانهار بشرح فهرست .
( 5 ) - عنوان از اصلى .
( 6 ) - تضمين مصراع .