تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 802

مساهمون:

ص٨٠٢

( 373 ) عشق « 1 »

كوه عقلى و بيابان جنونم داده‌اند * حيرتى دارم از آن « 2 » كاين هر دو چونم داده‌اند
از فلك روزى نخواهم نعمت عشقم بس است * در دل از غم رزقهاى گونه‌گونم داده‌اند
داده‌اندم بىخم و مينا و ساغر باده‌ها * داده‌اند امّا نمىدانم كه چونم داده‌اند
گاه رندم گاه زاهد گاه خشكم گاه تر * باده‌اى از جام سرشار جنونم داده‌اند
مستيم امروز از اندازه بيرون مىرود * يك دو ساغر دوش پندارى فزونم داده‌اند
گاه بيمارم گهى خوش گاه سرخوش گاه مست * غالبا چشمان جادويت فسونم داده‌اند
مىخورم خون جگر از خوان عشقت روز و شب * از قضا بهر غذا همواره خونم داده‌اند
مىخورم خون جگر تا مىبرم روزى به سر * قسمت از خوان قضا بنگر كه چونم داده‌اند
اى كه گفتى سوختى اى فيض و كارت خام ماند * آرى آرى چون كنم بخت زبونم داده‌اند

( 374 ) عشق « 3 »

آمد شبى خيالش در صدر سينه جا كرد * در مسجد خرابى بتخانه‌اى بنا كرد
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : ازين . ( 3 ) - عنوان از اصلى .