وقف تو كردهام من جان و دل و سر و تن * در خدمتم سراپا تا جان ز تن برآيد
هر كو سفر گزيند تا مقصدى بيابد * بايد غريب گردد ز اهل و وطن برآيد
چون در سفر تو باشى صد جان فداى غربت * گر رهزنى تو مقصود از راهزن برآيد
در حضرتت برد فيض پيوسته ظن نيكو « 1 » * انجاح هر مهمّى از حسن ظن برآيد
( 340 ) تمنّاى مستى مدام ، محبت على الدوام « 2 »
ياران ميم ز بهر خدا در سبو كنيد * آلودهء غمم به ميم شستوشو كنيد
جام لباب مى « 3 » از آن دستم آرزوست * بهر خدا شفاعت من نزد او كنيد
چون مست مىشويد ز شرب مدام دوست * مستى بنده هم به دعا آرزو كنيد
ابريق مىدهيد مرا تا وضو كنم * در سجدهام به جانب ميخانه رو كنيد
بيمار چون شوم ببريدم به ميكده * از بهر صحتم به خم مى « 4 » فروكنيد
هامش
( 1 ) - عق : در حضرت خداوند داريم ظن نيكو .
( 2 ) - عنوان از اصلى .
( 3 ) - چ پ : مى لبالب .
( 4 ) - چ ش : خم پى .