( 336 ) جمال « 1 »
اين دل سرگشته خود را جستجو كى مىكند * عمر شد سوى صراط اللّه رو كى مىكند
گر نباشد لطف حق پاينده « 2 » ره بين كى شود * گمرهان را غير لطفش جستجو كى مىكند
كيست تا طاعت « 3 » بدل سازد گنه را غير او * خون آهو را به جز او مشكبو كى مىكند
اغنيا محتاج او ، شاهان گدايان درش * اهل حاجت را نوازش غير او كى مىكند
صرصر قهرش غبارى بر دلم افكنده است * ابر لطف او ندانم شستوشو كى مىكند
دوست در دل مىكند منزل ، گر از خاشاك غير * روبى ، امّا هر خسى اين رفت و رو كى مىكند
هر كه او را رفتن خاك درش روزى شود * تكيه بر ايوان جنّت آرزو كى مىكند
هر كه بويى از نسيم زلف مشگينش شنيد « 4 » * طيب انفاس ملك يا حور « 5 » بو كى مىكند
در دل دنيا طلب كى عشق سازد آشيان * طاير گلزار جان با خار خو كى مىكند
فيض تا عاشق شد از لذات « 6 » عقبى هم گذشت * با كسى از بهر دنيا گفتگو كى مىكند « 7 »
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : يابنده .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : با طاعت .
( 4 ) - چ پ ، چ ش : نسيم عشق بر جانش وزيد .
( 5 ) - چ ش : با حور .
( 6 ) - چ ش : لذّت .
( 7 ) - عق : فاقد غزل .