تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
هرگهم دل گرم گرديد از تماشاى جهان * يادم آمد آخرت دل از تماشا سرد شد
ديدن گلزار و صحرا طبع را چون بر فروخت * مردنم يا آمد آن گلزار و صحرا سرد شد
نيست دنيا جاى آرام آنكه را هوشى بود * بر دلش در زندگى لذّات دنيا سرد شد
بر دل ارباب عقبى لذّت دنياست سرد * نزد اهل معرفت لذّات عقبا سرد شد
هر كه ديد اصحاب « 1 » دنيا را كلاب دوزخند * سرورى را ماند و از مردار دنيا سرد شد
آتش مهر زر و زيور چو در دلها گرفت * زمهرير مرگ آمد جوش دلها سرد شد
گر تو كندى دل ز دنيا ورنه او خود مىكَند * زين سبب اهل خرد را دل ز دنيا سرد شد
هر كسى را وقت مردن دل شود سرد از هوا * فيض را در زندگى دل از هواها سرد شد

( 292 )

خويش را از دست دادم روى او بنموده شد * شد مرا نابوده بوده ، بوده‌ام نابوده شد
هم تو راهى هم تو رهرو خويش را طى كن برس * آن « 2 » رسد در حق كه او از خويشتن آسوده شد
كام عمر آن يافت كو در راه طاعت صرف كرد * وقت او خوش كو تنش در راه حق فرسوده شد
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ پ : ارباب . ( 2 ) - عق : او .