تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 743

مساهمون:

ص٧٤٣
بود مرد آنكه او رست از من و ما * برآورد از نهاد خويشتن گرد
بود مرد آنكه فانى گشت از خود * ز تشريف بقاى حق قبا كرد
گر افشانى ز گرد خويش خود را * سراغى يا بى از گرد چنين مرد « 1 »
ز گرد خود برآ ، در گرد او رس * به گردش كى رسى تا بر خودى گرد « 2 »
خداوندا به فضل خود مدد كن * كه ره يابم به مردى تا شوم مرد
به مردى مىرسى اى « فيض » و مردى * به شرط آنكه گردى از خودى فرد
خودى گرديست بر آئينهء دل « 3 » * به مردى وارهان خود را ازين گرد

( 294 )

مرد آن باشد كه چون او را رهى بنموده شد * در همان ساعت به پاى همّتش پيموده شد
مرد آن باشد كه چشم و گوش و دست و پاى او * جمله در راه خدا بهر خدا فرسوده شد
مرد آن باشد كه دنياى دنى را چون شناخت * همّت عاليش از لذّات آن آسوده شد
مرد آن باشد كه آتش در هواى نفس زد * پيش از آن كاندر لحد اركان جسمش « 4 » توده شد
مرد آن باشد كه بهر جلوهء انوار حق * كرد صيقل تا كه مرآت دلش بزدوده شد
مرد آن باشد كه او هر چند علم آموخت باز * كرد كوشش تا دگر بر دانشش افزوده شد
مرد آن باشد كه كرد او غسل در اشك ندم * دست و پايش چون بلوث معصيت آلوده شد
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : مصاريع جابجا ، ضمنا در مصراع شماره 3 بجاى « بر خودى » بر خورى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : مصاريع جابجا ، ضمنا در مصراع شماره 3 بجاى « بر خودى » بر خورى . ( 3 ) - چ پ ، مصراع : خودت بر آينه دل فيض گردى . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : چشمش .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 743 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى