تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 744

مساهمون:

ص٧٤٤
عمر صرف گفتگو كرديم و كس فيضى نبرد * خود خجل گشتيم از خود ، سعى ما بيهوده شد
اى دريغا خلق را گوش پذيرفتن كرست * آنچه گفتى فيض در پند كسان نشنوده شد

( 295 )

در دل شب خبر از عالم جانم كردند * خبرى آمد « 1 » و از بىخبرانم كردند
گوش دادند و در آن گوش سروش افكندند * ديده دادند و سر « 2 » ديده‌ورانم « 3 » كردند
آشنائى به تماشاگه رازم دادند * آنگه از ديدهء بيگانه نهانم كردند
مستيم را به نقاب خمشى پوشيدند * زير اين پرده « 4 » چو خورشيد عيانم كردند
بنمودند جمالى ز پس پردهء غيب * در كمالش به تحيّر نگرانم كردند
شد نمودار فروغى كه من از حسرت آن * آب گرديدم و از « 5 » ديده روانم كردند
در زمين طربم بار « 6 » اقامت دادند * مايهء « 7 » شورش عشّاق جهانم كردند
گوش جان را ز ره غيب سروشى آمد * سوى آرامگه قدس روانم كردند
هامش
( 1 ) - جنگ سپهسالار « 1069 » : خبرى آمده . ( 2 ) - همان جنگ : دادند بسر . ( 3 ) - چ ش : ديده روانم . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : زين سراپرده ، جنگ سپه : زير اين ابر چو . ( 5 ) - جنگ سپه : گرديده و از . ( 6 ) - چ ش : باز ، جنگ سپه : ياد . ( 7 ) - چ ش : دايهء ، جنگ سپه : تا از آن شورش .