( 149 ) جمال « 1 »
بالا بلائى ، قامت قيامت * شمشاد را كو اين قد و قامت
در شام زلفت خورشيد تابان * پنهان در آن شب روز قيامت
چوگان شد آن زلف بر خال يعنى * بردى ز خوبان گوى كرامت
زان غمزه گوئيم يا « 2 » چشم و ابرو * سحرى سراپا جادو « 3 » تمامت
آن دل كه باشد در شام زلفت * ديگر نخواهد صبح سلامت « 4 »
شيرين لبانى شكر دهانى * آرام جانى اى جان غلامت
آئى بر من روح روانى * برخيزى از جا شور قيامت
در جلوه آمد ، اى فيض آن يار * بگذر ز مسجد بگذر امامت
بگذر ز محراب بنمود ابرو * بگذار اذان « 5 » را افراخت قامت
( 150 ) جمال « 6 »
رفتار آشوب بالا قيامت * رفتار سر كن بنما قيامت
پيدا شدى شد خورشيد پنهان * پنهان شدى شد پيدا قيامت
اين رستخيزى كامروز ما راست * پيشش چه سنجد فردا قيامت
در هر بن مو صد شور و غوغا * از پاى تا سر صد جا قيامت
شد چون نشستى از دست دلها * برخاستى شد بر پا قيامت
در هر نشستت پنهان بهشتى * در هر قيامت پيدا قيامت
نزد رقيبى دور از محبّان * او را بهشتى ما را قيامت
فيض ار نگويد جز حرف خوبان * ممنون اوئيم ما تا قيامت « 7 »
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : با .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : چشمى .
( 4 ) - چ پ ، چ ش : قيامت .
( 5 ) - عق : از آن .
( 6 ) - عنوان از اصلى .
( 7 ) در كليهء نسخ بىتفاوت .