( 147 )
در پردهء عاشقى نهان كيست * در جلوهء دلبرى عيان كيست
حسن و احسان چو جمله از تست * محبوب بجز تو در جهان كيست
نگذاشت چو غيرت تو غيرى * ما و من و او اين و آن كيست
عاشق چو توئى و عشق معشوق * ليلى كه و قيس در جهان كيست
عالم چو ثناى تست يكسر * آن مثنى بىلب و دهان كيست
مثنى توئى و ثنا و جز تو « 1 » * آن را كه ثنا كنند آن كيست
پنهان به جهان تو و عيان تو * غير از تو عيان كه و نهان كيست
هجر و وصل تو هر كه داند * داند نيران چه و جنان كيست
خود را چو شناخت فيض دانست * فانى كه و هست جاودان كيست
( 148 )
هرجا معشوق تازهروئيست * از ميكدهء خدا سبوئيست
زان چشمهء جانفزا روانست * هرجا از حسن آبروئيست
زلف همه دلبران عالم * از طرهء يار تار موئيست
هرجا مشكى و عنبرى هست * از گيسوى آن نگار بوئيست
در هر كه جمال يا كماليست * از بهر محيط دوستجوئيست
از ره نروى كه اوست مقصود * هرجا در هر دل آرزوئيست
غافل نشوى كه اوست مطلوب * هرجا طلبى و جستجوئيست
اين طرفه كه قبله جز يكى نيست * روى دل هر كسى به سوئيست
اى فيض بجز حديث او نيست * هرجا سخنى و گفتگوئيست « 2 »
هامش
( 1 ) - چ پ : مصراع مغشوش .
( 2 ) - در كليهء نسخ بدون تفاوت .