( 139 ) حق شكر عنايات احديت و غايات « 1 »
يار را روى دل به سوى منست * منبع لطف روبروى منست
نظر لطف هر كجا فكند * گوشهء چشم او به سوى منست
چشم او ساغر و نگاهش مى * لطف و قهرش خم و سبوى « 2 » منست
در لبش آب و شير و خمر و عسل * آن دهان اصل چار جوى منست
وصل او منتهاى مقصد من « 3 » * جلوهء حسنش آرزوى منست
كار من جستجوى او دائم * كار او نيز جستجوى منست
سخنم گفتگوى اوست مدام * سخنش نيز گفتگوى منست
هر كجا فتنهاى و آشوبيست * شرح احوال تو به توى منست
نالهاى گر ز خستهاى شنوى * آن صدايى ز هاىوهوى منست
هر كجا هر چه هر كه مىگويد * بىگمان فيض گفتگوى منست
( 140 ) حق - اشارت به بوى حق و تنطّق به زبان او « 4 »
بندهء او من او خداى منست * من براى وى او براى منست
مقصد اصلى نداى كنم « 5 » * ساير خلق چون صداى منست
هادى اين رهم صلا بزنيد * هر كرا پيرو هُداى منست « 6 »
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى و
( 2 ) - چ ش : مى و سبو ، چ پ : محذوف و تكرار مصراع پيشين .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : ما .
( 4 ) - عنوان از اصلى .
( 5 ) - اشاره به آيهء كريمه :إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ- آيه 82 سوره يس .
( 6 ) - هادى تلميحى به اسم هادى تخلص ملا محمد هادى بن مرتضى بن مرتضى برادرزادهء فيض و از علماى بزرگ اين خاندان است كه شاگردى فيض نيز داشته و مؤانس او نيز بوده است و در ضمن يكى