تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
نفس كلّى و عقل اول را * گردش آسيا ز جوى منست
عشق مشاطه است حُسنم را * كون آيينه‌دار روى منست
پاسبانيست عقل بر در من * و هم مسكين گداى كوى منست
هست چوگان عشق در دستم * هم نه و هم چهار ، گوى « 1 » منست
بهر من ساختند هشت بهشت * نار هم بهر شستشوى منست
كون را فى الحقيقة قبله منم * روى هر دو جهان به سوى منست
دم رحمانم آمده ز يمن * همه عالم گرفته ، بوى منست
هر حديثى كه بوى درد كند * تو يقين دان كه گفتگوى منست
خوش در آغوش آورم روزى * قامت آنكه آرزوى منست
فيض بال دوى « 2 » بسست ار چه * شعر معراج هاىوهوى منست

( 142 ) حق ( شكوه از حبس دنيا ) « 3 »

عرصهء لامكان سراى منست * اين كهن خاكدان چه جاى منست
دلم از غصه خون شدى گرنه * مونس جان من خداى منست
آنكه او خسته داردم شب و روز * خود هم او مرهم و شفاى منست
هر كه زو بوى درد مىآيد * صحبتش مايهء دواى منست
هر كه او از دو كون بيگانه است * در ره دوست آشناى منست
مقصدم حق و مركبم عشق است * شعر من نالهء درآى منست
هست با من كسى هميشه كزو * تار و پود من و بقاى منست
سازدم هر چه قابل آنم * دهدم هر چه آن سزاى منست
خوبى من همه زير اوست * گر بدى هست « 4 » مقتضاى منست
من اگر هستم اوست هستى من * ور شوم نيست او بجاى منست
از خود ار بگذرم رسم به خدا * به خدائى كه منتهاى منست
هامش
( 1 ) - چ پ : كوى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : روى . ( 3 ) - عنوان از اصلى . ( 4 ) - چ پ : گرى بدى .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 586 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى