وسيله عشق و لوا عشق و عشق حوض و شفاعت * درخت طوبى عشقست و عشق دار مقامت « 1 »
لقاى حق نبود غير عشق پاك ز اغراض « 2 » * چو فيض عشق بورز ، ار نه مىبرى تو « 3 » غرامت
( 130 ) جمال آرزوى جمال و تمنّاى وصال « 4 »
جمال تو عرصاتست و قامت تو قيامت * به جلوه آى و قيامت كن آشكار به قامت
وصال تست بهشت و فراق تست جهنّم * وصال تست غنيمت فراق تست غرامت
وصال تست سعادت ، فراق تست شقاوت * وصال تست سلامت فراق تست سآمت
دمى ز عمر كه آن بىلقاى تو گذرانم * تداركش نتوانم نمود تا به قيامت
تو را چه كم كه مرا نيست تاب ديدن رويت * ز عجز شبپرهاى آفتاب را چه ملامت
تو را چه غم كه بميرد هزار همچو من از غم * مراست غم كه مبادا ترا كنند ملامت
ز مرگ باك ندارم در آن غمم كه نشيند * به خاكم ار گذرى بر دلت غبار ندامت
كرامتيست كسى را كه ميرد از غم عشقى * چو غم غم تو بود مىشود مزيد كرامت
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : قيامت .
( 2 ) - چ پ : اعراض .
( 3 ) - چ پ : عشق بود ز آن نمىبرى تو .
( 4 ) - عنوان از اصلى .