تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١

( 125 ) جمال در اكتفا به بويى و جان دادن به هويى « 1 »

آهنگ جانان كرد جان اى مطرب آهنگى بس است * ديوانه شد دل زان پرى ديوانه را دنگى بس است
ما مست پيغام وييم شيداى دشنام وييم * صلح از براى مدعى ما را از او جنگى بس است
كى بىخودان بوى او دارند تاب روى او * در دست ما آشفتگان از زلفش آونگى بست است
مطرب سرود آغاز كن « 2 » برگ نوا را ساز كن * گو جان و دل پرواز كن ما را بت شنگى « 3 » بس است
سنگين دلا سنگين دلا با ما مكن چندين جفا « 4 » * ما خستگان نازك دليم اين شيشه را سنگى بس است
دل بيخودى آغاز كرد آهنگ رفتن ساز كرد * با آه درد آلوده‌اى يا نغمهء چنگى بس است
از عشق جانان سرخوشيم بگذار تا خوارى كشيم * نامى « 5 » نمىخواهيم ما عشاق را ننگى بس است
ما در درون دل خوشيم گو در برون « 6 » تنگى كشيم * وسعت چو باشد « 7 » سينه را جا كلبهء تنگى بس است
هر كس بود در كار خود فيض و خيال يار خود * زهّاد را بويى بس و عبّاد را رنگى بست است
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : مطرب نوا را ساز كن . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : بت سنگى . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : جور و جفا . ( 5 ) - چ پ ، چ ش : نامى . ( 6 ) - چ پ : گر در برون . ( 7 ) چ پ ، چ ش ، عق : چه باشد .