ز سينه گشت جدا و نيافت محرم راز * نفس گره شد و در « 1 » كام ماند از غيرت
اگر به عالم غيبم دريچهاى بودى * زدودمى به نسيمى دمى ز دل كُربت
مگر سروش رحيلى به گوش جان آيد « 2 » * دل گرفته گشايد ز كُربت غربت
ز وصل دوست نويدى به دل « 3 » بيار صبا * كه سخت شعله كشيدست آتش فرقت
بجز كتاب انيسى دلم نمىخواهد * زهى انيس و زهى خامشى زهى صحبت
اگر اجل دهدم مهلت و خدا توفيق * من و خدا و كتابى و گوشهء خلوت
هزار شكر كه كارى بخلق نيست مرا * خداپسند بود فيض را زهى نعمت « 4 »
( 97 )
گرانى ار به درون آيد از در جنّت * برون روم ز درِ ديگر اين فلان همّت
خيال قرب گرانان دلم گران دارد * چه جاى « 5 » ديدن ايشان و كلفت صحبت
شود ز دور چو سنگين عمامهاى پيدا * نعوذ باللّه از اين قوم فاقروا تبّت
به سر ببسته و پيچيده حبلهاى مسد * برد ز حبلش حمالة الحطب عبرت « 6 »
عمامههاى گران بر سر گران جانان * چو كوه بر سر كوهيست در دل الفت
از آن عمامه سنگين به سر نهد سنگين * كه بر زمين بنشاند قرارهء « 7 » كلفت
اگر عمامهء سنگين گران به سر ننهند « 8 » * ز جا درآيد و گيرد همه جهان وحشت
بمعنى است گران چونكه بر دلست گران * تنش اگر چه سبك باشد از ره صورت
خدا از شرّ گرانش نگاه مىدارد * كسى كه خوى كند همچو فيض با خلوت
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : گره شد در .
( 2 ) - چ ش : آمد .
( 3 ) - عق : دوست نسيمى به دل ، چ ش ، چ پ : دوست نسيمى بيار باد صبا .
( 4 ) - چ پ ، چ ش : همّت .
( 5 ) - چ پ : چو جاى .
( 6 ) - عق ، چ ش ، چ پ : غيرت ، اشاره به سورهء تبت آيههاى 1 و 4 و 5 به شرح فهرست .
( 7 ) در تمام نسخ خطى مانند متن و آن مسامحهء كاتبان است زيرا « غراره » با غين بمعنى جوال بزرگ ريسمان بافته است اما در چ پ شرارهء كلفت .
( 8 ) عق : ننهد .