تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
سعى كن تا سعى تو خالص شود از بهر حق * غير خالص روز محشر در شمارى هست نيست
زين عبادتها كه عابد در دل شب مىكند * گر نباشد خالص آن را اعتبارى هست نيست
فيض در دنيا براى آخرت كارى نكرد * مثل او در روز محشر شرمسارى هست نيست
آه مىكش ناله مىكن شعر مىگو مىنويس * رفتگان را غير ديوان يادگارى هست نيست « 1 »

( 90 )

بيا كه از ازلم با تو آشنائى هست * ز عكس روى تو در سينه « 2 » روشنائى هست
به دل ز چشم خرابت خرابى و مستى * به جان ز بادهء لعل تو جانفزائى هست
ز تاب زلف تو گر دل به خويش مىپيچد * ز لعل دلكشت اسباب دلگشائى هست
مرا ز شيوهء بيگانگيت باكى نيست * ميان عشق من و حسنت آشنائى هست
اگرچه دست من از دامن تو كوتاهست * وليك دامن لطف تو را رسائى هست
ز سنگ قهر تو بر دل شكستى ار آيد * ز لطفهاى لطيف تو موميائى هست
دل شكسته كجا بندم و دهم به كدام * ز پاى تا سرت آئين دلربائى هست
هامش
( 1 ) - در كليهء نسخه‌ها بىتفاوت . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : در ديده .