تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
هر چه با هر كس كنند اين قوم ايشان را رسد * از نگاهى عالمى سازند ويران خوش‌نماست
تا نظر افكنده چندين عابد از ره برده‌اند * دلربايى اين‌چنين از دلربايان خوش‌نماست
بر درت افتاده‌ام خواهى بكش خواهى ببخش * هر چه با عاشق كنى در كيش عشق آن خوش‌نماست
هر چه مىخواهى بگو كآيد سخن زان لب نكو * تلخ و دشنام از لب شيرين‌دهانان خوش‌نماست
ساعتى برخيز و بخرام و قيامت راست كن * جلوه‌هاى قامت سرو خرامان خوش‌نماست
عاقلان گر چشم پوشند از نكويان عيب نيست * از خردمند اين و از صاحب نظر آن خوش‌نماست
فيض از اين پس گر نگويى شعر در طور مجاز * نسپرى الّا طريق اهل عرفان خوش‌نماست « 1 »

( 83 )

اگر ساغر دهد ساقى ازين دست * به يك پيمانه از خود مىتوان رست
حريفان را چه حاجت با شرابست * اشارتهاى ساقى مىكند مست
چه لازم روى از ما در كشيدن * به مژگان هم دل ما مىتوان خست
به بستن من خوشم تو با شكستن * به نو هر لحظه عهدى مىتوان بست
خوشا آن دل كه از اغيار ببريد * خوشا آن جان كه از جز يار بگسست
خوشا آن دل كه با دلدار آميخت * خوشا آن جان كه با جانانه پيوست
خوش آن كو از سر كونين برخاست * به خلوتخانهء توحيد بنشست
به اميد تو افكندند بسيار * نيامد جز مرا اين صيد در شست
بلندى مىتواند كرد بر چرخ * كسى كو نزد تو چون فيض شد پست « 2 »
هامش
( 1 ) - در تمامى نسخ آمده مگر نسخهء مجلس مأخذ « چ پ » . ( 2 ) - در تمامى نسخ بدون تغيير آمده .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 537 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى