تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
شبها چو از عِشا و عَشا يافتى فراغ « 1 » * لب از سمر ببند كه آن وقت خفتنست
اشعار فيض حكمت محضست شعر نيست * كى لايق طريقهء او شعر گفتنست

( 81 )

رازها با اهل گفتن ز اهل عرفان خوش‌نماست * يار يكديگر شدن از قوم و خويشان خوش‌نماست « 2 »
نصرت دين حق و در راى بودن « 3 » متفق * ز اهل علم و پيشوايان و فقيهان خوش‌نماست
اين فقيهان مجادل از كجا حكمت كجا * درس و بحث علم و حكمت از حكيمان خوش‌نماست
خواندن قرآن و فهميدن به آواز حزين * با خضوع جان و تن از اهل قرآن خوش‌نماست
چون نمازى در جماعت مىشود كوته بهست * ترك تطويل و ريا از مقتدايان خوش‌نماست
گر مزاحى مىكند مؤمن به حق نيكوست آن * تقوى از باطل نمودن ز اهل ايمان خوش‌نماست
مرد چون بالغ شود بايد به حق روى آورد * خنده و بازى و خوش‌طبعى ز طفلان خوش‌نماست
ژندهء پاكيزه بر بالاى درويشان نكو * و آن قباى تار زر « 4 » بر قد خوبان خوش‌نماست
هامش
( 1 ) - چ پ : فروغ . ( 2 ) - غزل در كليه نسخ امّا در نسخه مجلس مأخذ چ پ نيامده . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : در درد بودن . ( 4 ) - پارچه زركش و يا زربفت مىگفته‌اند .