( 84 )
نه فلك چرخزنان يكسر سودائى تست * بى خود افتاده زمين يك تن شيدائى تست
جز تماشاى جمال تو تماشايى نيست * هر كه حيران جماليست تماشائى تست
هر كه افراخت به دعواى نكويى كردن * گر بود راست همان سايهء زيبائى تست
سروقدان كه به بالايى « 1 » بالا بالند * آن ز بالاى برازندهء بالائى تست
هر گلى را كه بود رنگ درين گلشن و بوى * شمّهاى از گل خود رستهء زيبائى تست
از ازل تا به ابد بينش هر بينايى * همه يك بينش در پردهء بينائى تست
هر چه را در دو جهان نور هويدائى تست * همه يك ذره ز خورشيد هويدائى تست
سرّ پنهان شدن روح و نهان بودن تو * رمز پيدا شدن قالب پيدائى تست
هر كجا رسم توانايى و دانائى هست * نور دانايى تو زور توانائى تست
بنده خود كيست كه خود راى بود در كارى * لاف خودرائى ما پرتو خودرائى نيست
به سزاى تو نكرديم دمى بندگيى « 2 » * آنچه آن هست سزاوار تو آقائى تست
فيض خود را تو به كردار خوش آراسته كن * حسن گفتار نه در خورد خودآرائى تست
( 85 )
از عتاب تو پناهم خوى تست * وز عقاب تو مفرّم سوى تست
از تو هر دم مىگريزم سوى تو * بيم از تو و اميدم « 3 » سوى تست
ديدهء دل محو روى تو مدام * قبلهء چشم دلم ابروى تست
هستى من از خطاب امر كن * مستى من از لب دلجوى تست
نيست در عالم به جز تو دوستى * هر كه دارد دوستى بر بوى تست
محسنان را تو بر احسان داشتى * هر كجا خوئيست خوش آن خوى تست
حبّ محبوبان ز حبّت شمّهاى * حسن خوبان پرتوى از روى تست
چشم خوبان كان دل از جا مىبرد * غمزهاى از نرگس جادوى تست
بس گدا كردى ز لطفت پادشا * فيض مسكين هم گداى كوى تست
هامش
( 1 ) - عق ، چ پ ، چ ش : كه ز بالائى .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : بندگيت .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : بيم من از تو اميدم ، عق فاقد غزل .