غمزهء شوخ چشم فتّانت * مىربايد دل از اولو الالباب
هوشمندان ز نرگس مستت * بى خود افتادهاند مست و خراب
قامتى خواهد آمدم در بر * دوش ديدم قيامتى در خواب
خون دل تا به كى به ديده برم * چون كنم در جگر ندارم آب
در وصلت چه بستهاى « 1 » بر فيض ؟ * افتتح يا مفتح الابواب
( 67 )
اين چه چشمست و چه ابرو و چه لب * اين چه قدست و چه رفتار عجيب « 2 »
اين چه خطست و چه خالست و چه حسن « 3 » * اين چه تمكين چه حيا و چه « 4 » ادب
هر يكى از دگرى شيرينتر * لب و دندان و دهان و غبغب
جلوههايت همه آرايش ناز * غمزههايت همه اسباب طرب
حركاتت همه موزون و بجا * سكناتت همه مطبوع و عجب
پاى تا سر همه شيرين و لطيف * اين چه نخلست سراپاى رطب
شب هجران تو غم بر سر غم * روز وصلت همه شادى و طرب
شب اغيار ز ديدار تو روز * روز من از غم هجران تو شب
شب اغيار ز تو روز و چه روز * روز فيض از تو شب آنگاه چه شب
هامش
( 1 ) - - چ پ ، چ ش : چو بستهاى .
( 2 ) - چ پ : عجيب .
( 3 ) - چ پ : چين .
( 4 ) - چ پ ، چ ش : چه جا و چه .