ندارم طاقت بار جدايى * مرا از دوش من بردار امشب
نقاب من ز روى خويش برگير * برافكن پرده از اسرار امشب
ز خورشيد جمالت پرده بردار * شبم را روز كن اى يار امشب
بيا از يكديگر كامى بگيريم * فلك در خواب و ما بيدار امشب
شب قدر و ملايك جمله حاضر * مهل ساقى مرا هشيار امشب
از آن لب شربت بيهوشيم ده * مرا با خويشتن مگذار امشب
به بويت دم بدم از جا رود دل * قرار دل تو باش اى يار امشب
بسى محنت كه از هجران كشيدم * دلم را باز ده دلدار امشب
به بالينم دمى از لطف بنشين * مرا مگذار بىتيمار امشب
به دست خويشتن تيمار من كن * مرا مگذار با اغيار امشب
نخواهم داشت از دامان جان دست * سر فيضست و پاى يار امشب
( 65 )
بيمار زارم ، درياب درياب * جز تو ندارم ، درياب درياب
در راه عشقت از پا فتادم * رحمى كه زارم ، درياب درياب
دور از رخ تو در خاك و در خون * جان مىسپارم ، درياب درياب
جان شد خيالى تن شد هلالى * زار و نزارم ، درياب درياب
با سخت جانى ابرو كمانى * افتاده كارم ، درياب درياب
شد ز اشك خونين رويم منقّش * زيبا نگارم ، درياب درياب
دل شد ز شوق آب بشتاب بشتاب * طاقت ندارم ، درياب درياب
شد در فراقت نامهربانا * از دست كارم ، درياب درياب
مشكل كه فيضت زين غم بَرَد جان * بيمار زارم ، درياب درياب « 1 »
( 66 )
ز آن دو چشمم « 2 » مدام مست و خراب * مىكشم لحظه لحظه جام شراب
مىشوى از فروغ حسن آتش * مىشوم از نگاه حسرت آب
هامش
( 1 ) - بدون تفاوت در تمام نسخ .
( 2 ) - چ پ : دو چشم .