تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣

( 15 )

بر رهگذر نفحهء يار است دل ما * خرّم‌تر از ايام بهار است دل ما
از غيب رسد قافلهء تازه‌به‌تازه * آن قافله را راهگذار است دل ما
روشن‌تر از آئينه و آب و مه و مهر است * پاكيزه ز زنگار و غبار است دل ما
خالى نبود يك نفس از حور سرشتى * پيوسته نگارش به كنار است دل ما
هر دم رود از جا به هواى سر زلفى * آشفته‌تر از طرّه يار است دل ما
يك لحظه قرارش نبود ليك هميشه * در شيوهء رندى بقرار است دل ما
هم صومعه هم ميكده ، هم مسجد و هم دير * يك معنى و بنموده هزار است دل ما
غافل منگر منبع فيض است دل فيض * گستاخ مبين مسند يارست دل ما « 1 »

( 16 )

بر تابهء عشق تو برشتند دل ما * با درد و غم و غصّه سرشتند گل ما
بالا رويم بس ، كه ز اندازه گذشتيم * در عالم دل در چه شمارست دل ما
صد شكر بدست آمدش اين گنج سعادت * گر عشق نمىبود چه مىكرد دل ما
دهقان ازل كشت درين بوم ، محبت * زان بر ندهد غير بلا آب و گل ما
گر درد نبودى به چه پرورده شدى جان * ياد تو نمىبود چه مىكرد دل ما ؟
احرام سر كوى « 2 » تو بستيم بر آن خاك * شايد كه شود ريخته خون بحل ما
گر حلّهء عفو تو نباشد كه بپوشد * بيرون نرود از تن ، جان خجل ما
داريم اميد از كرمش ورنه ز تقصير * تقصير نشد ذرهء فيض از قبل ما

( 17 )

فيض نور خداست در دل ما * از دل ماست نور منزل ما
نُقل ما نقل حرف شيرينش * ياد آن روى ، شمع محفل ما
هامش
( 1 ) - در نسخهء اصلى نيست . ( 2 ) - عق : از ياد تو بر كوى ، به غير از اصل در سه نسخه آمده است