آتشى از عشق خود در ما زدى * تا بسوزى هم دل و هم جان ما
آتشى خوشتر ز آب زندگى * كآن بود هم جان و هم جانان ما
خوش بسوزان ما در اين آتش خوشيم * تيزتر كن آتش سوزان ما « 1 »
صد هزار احسنت اى آتشفروز * خوش بسوزان منتت بر جان ما
آتشست اين عشق يا آب حيات * يا بهشت و كوثر و رضوان ما
يا كه باغ و بوستان و گلشن است * يا گلست و لاله و ريحان ما
سوخت خارستان ما يكبارگى * شد گلستان كلبهء احزان ما
صد هزاران آفرين از جان و دل * باد هر دم فيض بر جانان ما
( 7 ) حق « 2 »
اى فداى عشق تو ايمان ما * وى هلاك عفو تو عصيان ما
گر كنى ايمان ما را تربيت * عشق گردد عاقبت ايمان ما
ز آتش « 3 » خوف تو آب ديدهها * ز آب حلمت آتش طغيان ما
اى به ما آثار صُنع تو پديد * وى تو پنهان در درون جان ما
اى تو هم آغاز و هم انجام خلق * وى تو هم پيدا و هم پنهان ما
گوشها را سمع و چشمان را بصر * در دل و در جان ما ايمان ما
اى جمالت كعبهء ارباب شوق * وى كمالت قبلهء نقصان ما
عاجزيم از شكر نعمتهاى تو * عجز ما بين بگذر از كفران ما
اى بدى از ما و نيكويى ز تو * آنِ خود كن پردهپوش آنِ ما
فيض را از فيض خود سيراب كن * اى بهشت كوثر و رضوان ما
هامش
( 1 ) - اين بيت در اصلى نبوده .
( 2 ) - عنوان از اصلى .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : آتش .