كمال « 1 »
تا چند ز غصه و الم فرسايم * روز و مه و سال را به غم پيمايم
تا كى ز وصال دوست باشم محروم * در مطبخ هجر خون دل پالايم « 2 »
كمال
افسوس كه عمر شد به بيهوده تلف * انفاس عزيز رفت و نگذاشت خلف
بر چهرهء جان ماند بسى زخم ندم * بر جبههء دل ماند بسى داغ اسف « 3 »
اى جان مرا روان چو جان اندر تن * از نور تو ديدهء بصيرت روشن
زان پيش كز اقليم شهادت بروم * بگشاى درى ز غيب در سينهء من « 4 »
مگذار دمى دلم ز ذكرت خالى * در ذكر بده مرا مقام عالى
ذكر به زبان درى به رويم نگشود * حالى گردان مرا به ذكر حالى « 5 »
هر بد كه به من رسد سزاى آنم * هر كار كه مىكنم براى آنم
بر ناصيهام نوشته فرمان قضا * تا آخر دهر در قضاى آنم « 6 »
هر رنج كه كس كشد سزاى آنست * خوئى كه در اوست مبتلاى آنست
در گردن هر كه هر چه بسته است قضا * دست عجزش گرهگشاى آنست « 7 »
حق
گر فيض بود نيك ، و گر بد از تست * ور تو كنيش قبول و گر ردّ از تست
گر ره دهيش بسوى مقصد از تست * ور هم نهيش به پيش ره ، سدّ از تست « 8 »
هامش
( 1 ) - عناوين از عق .
( 2 ) - رباعى در نسخ چاپى نيست .
( 3 ) فقط از عق منقول است .
( 4 ) فقط از عق منقول است .
( 5 ) فقط از عق منقول است .
( 6 ) فقط از عق منقول است .
( 7 ) فقط از عق منقول است .
( 8 ) رباعى در نسخ چاپى نيست .