تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧

حق « 1 »

اى وصل تو جانفزا و هجرت جانكاه * وى دست من از دامن هجرت كوتاه
در هجر تو مىگدازم و مىگويم * لا حول و لا قوة الّا باللّه

جمال « 2 »

اى روى تو مجمع همه زيبائى * وى زلف تو مسكن دل شيدائى
جان در تن هيچ كس نماند زنهار * آن عارض و زلف را به كس ننمائى

جمال

اى نوش‌لبا چنان كه من دانم و تو * پنهان ، پنهان چنان كه من دانم و تو
لب نه بلبم چنان كه تو دانى من * جانم بستان چنان كه من دانم و تو « 3 »

جمال

از ناز بر ابروى گره مىچينى * شاباش كه شايسته صد چندينى
تو ناز كن و تكبّر و خودبينى * مائيم و نياز و زارى و مسكينى « 4 »

جمال

گه بر سر لطف « 5 » آئى گه ناز كنى * گه زلف گره زنى و گه باز كنى
خود جمع شوى كنى پريشان دل ما * ما را سوزى كه خويش را ساز كنى
هامش
( 1 ) - عنوان از عق و در چ پ ، چ ش نيست ( 2 ) عنوان از عق ؛ چ پ ، چ ش فاقد رباعى . ( 3 ) عنوان از عق ؛ چ پ ، چ ش فاقد رباعى . ( 4 ) عنوان از عق ؛ چ پ ، چ ش فاقد رباعى . ( 5 ) - عق : بر سر مهر و رباعى در چ پ و چ ش نيست .