ز حلق تشنهء او چون به ياد آرد رسول اللّه * بر حق با بتول و زوج و فرزندش عيان گريد
چه جاى دوستان و شيعيان آل پيغمبر * درين غم مىسزد گر ديدههاى دشمنان گريد
زنم دم گر ز حال خاندانت يا رسول اللّه * لبم از گفتگو سوزد زبانم در بيان گريد
سرى بيرون كن از قبر و ببين احوال اهل البيت * يكى از دشمنان نالد ، يكى بر دوستان گريد
حُسينت را ببين عريان ، ميان خاك و خون غلطان * اگر كافر ببيند آن به حال مؤمنان گريد
فتاده آل پيغمبر ميان خاك و خون بىسر * بيا و خاك كن بر سر ، روان كن خون ز چشم تر
عجب نبود ، درين ماتم زمين گريد زمان گريد * عجب نبود درين ماتم سراپاى جهان گريد
عجب نبود درين ماتم بگريد هر كه در دنيا * كه مالك در جهنّم نيز و رضوان در جنان گريد
در ايام محرّم هر كه در هرجاست مىگريد * برون شخصى ار خندد درون او نهان گريد
درين ايام وحش و طير مىگريند در صحرا * درين ايّام ماهى نيز در آب روان گريد
درين ايام جن و انس اگر نالد عجب نبود * ملك هم در فلك ، حوران و غلمان در جنان گريد
شود گر روزها گريد ز عار شور عاشورا * شود گر ماهها از ننگ اين مه با فغان گريد