تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
يا بفهمد بر خلافش يا نداند قدر آن * حاش للّه ، حاش للّه داد از آن فرياد ازين
آنكه او كتمان نورزد كى بود از اهل راز ؟ * آنكه او دردى ندارد كى بود او مرد دين ؟
چون تو رازى مىنهى با اهل بيتت در ميان * ناخوشت آيد كه گويد با بنات و با بنين
چون روا دارى كه رازى را ز دست راستان * گيرى و اندازيش در پاى غير راستين
مطلعى ديگر بيارم در جواب يك سؤال « 1 » * كان بود مفتاح قفل بند دلهاى حزين
آنكه او همدم نيابد در همه روى زمين * با كه گويد راز خود را چون دلش گردد غمين
سر بسر آفاق گرديد و نديد او محرمى * دل ز كتمان شد حزين و خاطرش اندوهگين
احتمال آن نيارد كرد و افشاء نارواست * گر دوائى هست دردش را بيان كن مستبين
بشنو اى همدرد من زيرا كه هستى درد من * با تو گويم آنچه منقولست از ارباب دين
گر غم دنياست با حق گويد آن را آشكار * « انّما أشكو » « 2 » بيان گردان ز قرآن مبين
ور بود اسرار دين با چَه بگويد در خلا * يا به خاكى گويد و سازد در آن خاكش دفين
در علاجش اين چنين مىكرده‌اند ارباب راز * خوانده باشى قصّهء چاه امير المؤمنين
راز دنيا نيز اگر با خاك و چه گويد رواست * يا بدفتر ثبت سازد يا بشويد بعد حين
هامش
( 1 ) تجديد مطلع . ( 2 )قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي . . .سورهء يوسف آيهء 86 به شرح فهرست .