تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
از جان رفتم بسوى جانان * در سايهء دوست آرميدم
بر عشق هزار آفرين فيض * كز دولت او به حق رسيدم
از مهر نبى و آل او بود * كز حق ديدم هر آنچه ديدم
از دست ولايت على بود * جامى كه بكام دل كشيدم
از پيروى چهارده نور * حق بر اغيار ، برگزيدم
چشمم بره قدوم مهديست * اين سُرمه بديده ز آن كشيدم
گر نامه سياهم از گنه شُكر * كز مهر ائمّه ، روسفيدم

افتخار به مشايعت اهل بيت عليهم السلام « 1 »

تا در ره آزاده روان روى نهاديم * بر روى دل از غيب درى تازه گشاديم
تخم طلبى در سر شوريده فكنديم * بيخ طربى در دل غم‌ديده نهاديم
بر جان ، در اندوه و غم بيهده بستيم * بر روى دل ابواب سعادات گشاديم
رفتيم بانوار هُدى در عقب شوق * از ره نفتاديم و به جائى نستاديم
تا جلوه‌گه نور على نور ، رسيديم * پا بر زبر ظلمت و امواج نهاديم
خورشيد رخى از تتق غيب بديديم * جان و دل و دين و خرد از دست بداديم
حق بود و ز حق بود و به حق آنچه بديديم * نابود و « 2 » فنا بود و هبا آنچه بداديم
حق بود عيان چشم به هرجا كه گشوديم * حق بود زبان ، گوش به هرجا كه نهاديم
جُز حق بنديديم و بجز حق نشنيديم * گر چشم گشوديم و گر گوش گشاديم
حق داد بما هر چه ز هر جاى گرفتيم * حق بازستد هر چه بهر دست كه داديم
رزّاق خدا بود بهر خوان كه نشستيم * وهّاب خدا بود بهر در كه ستاديم
بر خوان خدا منتظر شربت وصليم * هر چند برين مائده در نعمت و داديم
زد دست نبوّت رقم دايرهء شرع * گفتيم « سمعنا » سر تسليم نهاديم
كرديم گهى طاعت و توفيق بدادند * تا پاى از آن دايره بيرون ننهاديم
گاهى به گناهى در توفيق نبستند * بر خويش در سرزنش و طعن گشاديم
هر بد كه ز ما سر زد از خويش شمرديم * ديديم بد از خود ز خود انصاف بداديم
كرديم باعمال بد خويشتن اقرار * بر خاك مذلّت بدر دوست فتاديم
هامش
( 1 ) - عنوان عينا از « مجلس » . ( 2 ) - متن : تا بود و .