تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
ايزد دو جهان به حكم من كرد * در روز ازل كه آفريدم
نامم عشق و سه حرف دارم * چشم و دل و گوش هر سعيدم
عينم بر سر ، دو چشم روشن * شينم شنوائى بعيدم
قافم قلب است ، جاى عنقا * مغرب عنقاى پى نديدم
مقصود تو از من است حاصل * من هر در بسته « 1 » را كليدم
دارى سر من ، ز خويش بگذر * بگذار دوئى كه من وحيدم
ز امروز و پرير و دى و فردا * فردا فردا كه من فريدم
از خود بگريز و در من آويز * من آن غمخوار بىنديدم
در من آويخت چون تو بسيار * چون بشنيدند هل‌مزيدم
گفتم به چسان توان ز خودست * گفتا بره مگو رهيدم « 2 »
من بال تو ، زين قفس برون پر * ليكن به كسى مگو پريدم
از خود بره و مگو كه رستم * از غير ببر مگو بريدم
پنهان چو شوى مگو نهانم * پيدا باشى مگو پديدم
در چشم من آب بين بهر جاى * آن روى ، ولى مگو كه ديدم
در گوش من آ شنو ز هر كس « 3 » * آن نغمه ، ولى مگو شنيدم
به فروش دو كون در ره من * گر هست ترا سر خريدم
خرّم شوى ار مرا ببينى * تو طفلى و من صباح عيدم
تو بىخبرى و من خبردار * تو غائب ازو و من شهيدم
آن راز كه با تو دوش مىگفت « 4 » * تو نشنيدى و من شنيدم
گفتا به تو اى كه از منى دور * نزديكتر از دلَت وريدم « 5 »
آن دم كه ز رخ نقاب برداشت * غافل بودى تو ، بنده ديدم
عالم همه شد به او نمودار « 6 » * او را ديدم بهر چه ديدم
جايش در دل ، ولى در دل * بر هر بيگانه بسته ديدم
با او تو نخست آشنا شو * ز آمد شد من كه من بريدم
هامش
( 1 ) - ج - من بس در بسته . ( 2 ) - جنگ : بگو رهيدم . ( 3 ) - گوش . ( 4 ) - آن راز كه دوش با تو مىگفت . ( 5 ) - نزديكتر از رگ وريدم . ( 6 ) - جنگ : به او پديدار .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 357 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى