خضر ره خود كند ، پيروى اهل بيت * از ظلمات جهان چشمهء حيوان برد
بگسلد از گمرهان وارهد از گمرهى * قبله كند مهرشان روشنى جان برد
بر درشان سرزند حلقه شود در زند * از در پروردگار نعمت الوان برد
هر كه چو فيض آورد روى بدين آستان * وارهد از قيد جسم جان شود و جان برد
توسّل بسيّد رسل صلّى اللّه عليه و آله و سلّم 1
اى دل و جان من فداى محمّد * هاىوهوى من از براى محمّد
آمدهام تا زبان بمدح و ثنايش * بگشايم ، كنم دعاى محمّد
هى چه مىگويم . . . و ببخشاى * كى مرا . . . . . . . . . . . . « 1 »
مظهر جامع صفات خدا اوست * كى ثنائى بود سزاى محمّد
كيستم من كه قدر او بشناسم * يا كه باشم سخنسراى محمّد
من كه باشم كه وصف او بتوانم * وصف احمد كنند براى محمّد
سيّد مرسلين حبيب خداوند * كو كسى در دو كون تاى محمّد
قدر او برتر است از همه قدرى * نرسد كس به اصطفاى محمّد
ماند روح القدس ز همرهى او * در شب معراج و ارتقاى محمّد
گفتا نزديكتر گر آيم ازين من * بالوپر سوزدم خداى محمّد
غايت آفرينش همه هستى * نيست جُز ذات بابهاى محمّد
نور او رو نمود از اول خلقت * ديگر آن جمله در قفاى محمّد
گرچه بىسايه بود شخص لطيفش * همه بودند سايههاى محمّد
مىرسد دمبهدم ز قبّه افلاك * نصّ « لولاك » از براى محمّد
هامش
( 1 ) - - مأخذ اين قصايد منحصرا نسخهء مجلس شوراى ملى است كه قسمت مورد بحث را موريانه خورده .