تا نچشد كس مى از ساغر مهرش بجان * كى شود از اولياء رتبهء عرفان برد
از شجر كائنات ، ميوه مقصود اوست * جمله كشد آب ليك او مزهء جان برد
كون مر او را جسد ، زو به همه مىرسد * زندگى تا ابد جمله ازو جان برد
اوست امير همه ، عذرپذير همه * جمله مر او را بجان طاعت و فرمان برد
هر كه شود يار او يا بكشد بار او * زود بمطلب رسد راه بيابان برد
هر كه ز خاك درش سرمه كشد ديده را * نور كشد در بغل فيض به دامان برد
هر كه شود پيرو ملّت بيضاى او * نعمت ايقان چشد معنى احسان برد
هر كه نه او جامى از مشرع شرعش چشيد * مشكل اگر از جهان لذّت ايمان برد
هر كه به دل جا دهد مهر وى و آل او * از قبل ذو الجلال آيت غفران برد
هر كه ز آل رسول يافت برات قبول * وقت هجوم اجل صرفه ز شيطان برد
هر كه به جان پرورد مهر علىّ ولى * بر در پروردگار ، معنى رضوان برد
معنى رضوان برد نعمت احسان برد * لذّت ايمان برد ، گوهر عرفان برد
دل بنهد بر هداش ، جان بدهد در ولاش * پيروى او كند ، جان بر جانان برد